تاريخ : پنجشنبه 1388/05/08 | 0:4 | نویسنده : اترش
این موضوع هم یکی از مسایلی است که درباره ی آن کتاب ها نوشته شده و بحث های بسیاری درگرفته. با این حال اگر بگویم برداشت اغلب ما در این مورد هم اشتباه است و قرآن حرف دیگری در این باب می زند چه می گویید؟

كَأَنَّهُمْ يَوْمَ يَرَوْنَهَا لَمْ يَلْبَثُوا إِلَّا عَشِيَّةً أَوْ ضُحَاهَا ﴿سوره النازعات: ٤٦﴾

همانا آنها در آن روز می‌بینند که جز شامگاهی یا صبحی درنگ نکرده اند.

شاید به دلیل فیلم ها و آنچه شبانه روز برای ما به تصویر کشیده اند این گمان بین اغلب ما شکل گرفته که بعد از مرگ روح ما برخواسته و در عالمی که برزخ نامیده اند در آمد و شد است و کوتاه سخن به نوعی زنده است و زندگی می کند. با توجه به آیاتی که در قرآن وجود دارد این تفکر آشکارا اشتباه و برخواسته از عقاید و بینش های شرک آمیز و بت پرستی کهن است. مثلا در میان مصریان قدیم این اعتقاد بوده که کسی که می میرد به دنیای مردگان منتقل می شود و اگر توشه و لوازم مورد نیاز و مثلا قبری آنچنانی نداشته باشد برای همیشه در آن عالم سرگردان می شود و به مقصد نهایی نمی رسد یا در مورد خدایان یونانی و دنیای زیرزمین که مردگان در آن به سر می برند کم و بیش چیزهایی شنیده ایم. بیایید برای مدتی این افسانه ها و بینش های اشتباه را کناری گذاشته و با فکری باز به قرآن رجوع کنیم. 

در قرآن با سرگذشت عجیبی به نام سرگذشت اصحاب کهف رو به روییم. شک دارم که کسی از ماجرای اصحاب کهف بی اطلاع باشد اما از آنجا که این ماجرا به موضوع ما مربوط است و تامل در آن لازم است، اشاره ایی گذرا به موضوع می کنم. 

 همانطور که می دانیم و در سوره الکهف بدان اشاره شده عده ایی در غارشان به مدت سیصد و نه سال به خواب فرو می روند و وقتی برمی خیزند گمان می کنند مدت اندکی, یک روز یا بخشی از روز را خواب بوده اند:

سوره الکهف:

وَتَحْسَبُهُمْ أَيْقَاظًا وَهُمْ رُقُودٌ ۚ وَنُقَلِّبُهُمْ ذَاتَ الْيَمِينِ وَذَاتَ الشِّمَالِ ۖ وَكَلْبُهُمْ بَاسِطٌ ذِرَاعَيْهِ بِالْوَصِيدِ ۚ لَوِ اطَّلَعْتَ عَلَيْهِمْ

لَوَلَّيْتَ مِنْهُمْ فِرَارًا وَلَمُلِئْتَ مِنْهُمْ رُعْبًا ﴿١٨﴾ وَكَذَٰلِكَ بَعَثْنَاهُمْ لِيَتَسَاءَلُوا بَيْنَهُمْ ۚ قَالَ قَائِلٌ مِنْهُمْ كَمْ لَبِثْتُمْ ۖ قَالُوا لَبِثْنَا

يَوْمًا أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ ۚ قَالُوا رَبُّكُمْ أَعْلَمُ بِمَا لَبِثْتُمْ فَابْعَثُوا أَحَدَكُمْ بِوَرِقِكُمْ هَٰذِهِ إِلَى الْمَدِينَةِ فَلْيَنْظُرْ أَيُّهَا أَزْكَىٰ طَعَامًا

فَلْيَأْتِكُمْ بِرِزْقٍ مِنْهُ وَلْيَتَلَطَّفْ وَلَا يُشْعِرَنَّ بِكُمْ أَحَدًا﴿١٩﴾

و می‌پنداشتی بیدارند؛ در حالی که در خواب فرو رفته بودند. و ما آنها را به سمت راست و چپ میگرداندیم. و سگ آنها دستهای خود را بر دهانه غار گشوده بود. اگر نگاهشان می‌کردی، از آنان می‌گریختی؛ و سر تا پای تو از ترس و وحشت پر می‌شد. ﴿١٨﴾ این‌گونه آنها را برانگیختیم تا از یکدیگر سؤال کنند؛ یکی از آنها گفت: «چه مدّت خوابیدید؟!» گفتند: «یک روز، یا بخشی از یک روز» گفتند: «پروردگارتان از مدّت خوابتان آگاهتر است. اکنون یک نفر از خودتان را با این سکّه‌ای که دارید به شهر بفرستید تا بنگرد کدام یک از آنها غذای پاکیزه‌تری دارند و مقداری از آن برای روزی شما بیاورد. امّا باید دقّت کند، و هیچ کس را از وضع شما آگاه نسازد ﴿١٩﴾

وَكَذَٰلِكَ أَعْثَرْنَا عَلَيْهِمْ لِيَعْلَمُوا أَنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَأَنَّ السَّاعَةَ لَا رَيْبَ فِيهَا إِذْ يَتَنَازَعُونَ بَيْنَهُمْ أَمْرَهُمْ ۖ فَقَالُوا ابْنُوا عَلَيْهِمْ

بُنْيَانًا ۖ رَبُّهُمْ أَعْلَمُ بِهِمْ ۚ قَالَ الَّذِينَ غَلَبُوا عَلَىٰ أَمْرِهِمْ لَنَتَّخِذَنَّ عَلَيْهِمْ مَسْجِدًا ﴿٢١﴾

و اینچنین مردم را متوّجه حال آنها کردیم، تا بدانند که وعده خداوند حقّ است؛ و در ساعت پایان جهان شکّی نیست. در آن هنگام که میان خود درباره موضوع نزاع داشتند، گروهی می‌گفتند: «بنایی بر آنان بسازید. پروردگارشان از وضع آنها آگاهتر است» ولی آنها که از موضوع آگاهی یافتند گفتند: «ما پرستشگاهی در کنار آنها می‌سازیم» ﴿٢١﴾

کلید و راهنمای ما برای فهم موضوع مرگ در این آیات نهفته است. حال توجه ی شما را به آیات دیگری که در مورد برخواستن ما به هنگام حشر است جلب می کنم:

سوره طه: 

يَوْمَ يُنْفَخُ فِي الصُّورِ ۚ وَنَحْشُرُ الْمُجْرِمِينَ يَوْمَئِذٍ زُرْقًا ﴿١٠٢﴾ يَتَخَافَتُونَ بَيْنَهُمْ إِنْ لَبِثْتُمْ إِلَّا عَشْرًا ﴿١٠٣﴾ نَحْنُ أَعْلَمُ بِمَا

يَقُولُونَ إِذْ يَقُولُ أَمْثَلُهُمْ طَرِيقَةً إِنْ لَبِثْتُمْ إِلَّا يَوْمًا ﴿١٠٤﴾

روزی که در صور دمیده می شود و گنهکاران را در آن روز، کبودچشم و نابینا محشور می کنیم. ﴿١٠٢﴾ در میان خودشان پنهانی و بسیار آهسته می گویند: که جز ده روز درنگ نکرده اید. ﴿١٠٣﴾ ما به آنچه می گویند داناتریم، آن گاه که مُنصف ترینشان می گوید: جز یک روز درنگ نکرده اید. ﴿١٠٤﴾

سوره الاحقاف:

فَاصْبِرْ كَمَا صَبَرَ أُولُو الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ وَلَا تَسْتَعْجِلْ لَهُمْ ۚ كَأَنَّهُمْ يَوْمَ يَرَوْنَ مَا يُوعَدُونَ لَمْ يَلْبَثُوا إِلَّا سَاعَةً مِنْ نَهَارٍ ۚ

بَلَاغٌ ۚ فَهَلْ يُهْلَكُ إِلَّا الْقَوْمُ الْفَاسِقُونَ ﴿٣٥﴾

پس صبر کن همان گونه که رسولان اولوالعزم صبر کردند، و بر آنان شتاب مکن. روزی که آنان آنچه را که وعده داده می شوند ببینند، گویی فقط ساعتی از یک روز درنگ داشتند؛ این ابلاغی است برای همه؛ پس آیا جز مردم نافرمان هلاک می شوند؟

سوره النازعات:

كَأَنَّهُمْ يَوْمَ يَرَوْنَهَا لَمْ يَلْبَثُوا إِلَّا عَشِيَّةً أَوْ ضُحَاهَا ﴿٤٦﴾

همانا آنها در آن روز می‌بینند که جز شامگاهی یا صبحی درنگ نکرده اند.

سوره الروم:

وَيَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ يُقْسِمُ الْمُجْرِمُونَ مَا لَبِثُوا غَيْرَ سَاعَةٍ ۚ كَذَٰلِكَ كَانُوا يُؤْفَكُونَ ﴿٥٥) وقَالَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَالْإِيمَانَ

لَقَدْ لَبِثْتُمْ فِي كِتَابِ اللَّهِ إِلَىٰ يَوْمِ الْبَعْثِ ۖ فَهَٰذَا يَوْمُ الْبَعْثِ وَلَٰكِنَّكُمْ كُنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ ﴿٥٦﴾

و روزی که ساعت قیامت فرا می رسد مجرمان سوگند می خورند که جز ساعتی درنگ نکرده اند، این گونه منحرف می شدند. ﴿٥٥﴾ و کسانی که دانش و ایمان به آنان داده شده است می گویند: «شما بفرمان خدا تا روز قیامت درنگ کردید. پس این روز رجوع (رستاخیز) است، ولی شما معرفت و دانش نداشتید.» ﴿٥٦﴾


همانطور که دقت کرده اید با توصیف مشابهی در تمامی این آیات رو به رو می شویم: نه اصحاب کهف و نه کسانی که در زمان قیامت برمی خیزند هیچ ذهنیتی از زمانی که بر آنها رفته ندارند و گمان می کنند مدت کوتاهی درنگ کرده و در بی خبری به سر برده اند. پس باید تشابهی بین خواب و مرگ وجود داشته باشد. آیات دیگری این تشابه را به روشنی تایید می کنند:

سوره الزمر:

اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حِينَ مَوْتِهَا وَالَّتِي لَمْ تَمُتْ فِي مَنَامِهَا ۖ فَيُمْسِكُ الَّتِي قَضَىٰ عَلَيْهَا الْمَوْتَ وَيُرْسِلُ الْأُخْرَىٰ إِلَىٰ

أَجَلٍ مُسَمًّى ۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ ﴿٤٢﴾

خداوند نفس ها را هنگام مرگشان قبض می کند، و نفسی را که نمرده نیز به هنگام خوابش می گیرد، پس نفس هایی که فرمان مرگشان را صادر کرده نگه می‌دارد و بقیه را تا سرآمدی معین باز می فرستد؛ مسلماً در این امر برای مردمی که می اندیشند، نشانه هایی وجود دارد. ﴿٤٢﴾

سوره الانعام:

وَهُوَ الَّذِي يَتَوَفَّاكُمْ بِاللَّيْلِ وَيَعْلَمُ مَا جَرَحْتُمْ بِالنَّهَارِ ثُمَّ يَبْعَثُكُمْ فِيهِ لِيُقْضَىٰ أَجَلٌ مُسَمًّى ۖ ثُمَّ إِلَيْهِ مَرْجِعُكُمْ ثُمَّ يُنَبِّئُكُمْ

بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ ﴿٦٠﴾

او کسی است که شما را در شب می‌گیرد؛ و از آنچه در روز کرده‌اید، با خبر است؛ سپس در روز شما را برمی‌انگیزد؛ تا سرآمد معینی فرا رسد؛ سپس بازگشت شما به سوی اوست؛ شما را از آنچه عمل می‌کردید، با خبر می‌سازد.


با تامل در این آیات متوجه می شویم که بعد از مرگ خواب سنگین و گرانی خواهیم داشت که تا زمان قیامت طول می کشد و همانند اصحاب کهف از خود و اتفاقات پیرامون در غفلت کامل خواهیم بود و حتی گذر زمان را احساس نمی کنیم. پس از یک طرف تمامی آنچه در مورد اتفاقات بعد از مرگ از نکیر و منکر و فشار قبر و ظلمات و هول و هراس و غیره و ذلک گفته اند قابل اتکا نبوده و از طرف دیگر تصور اینکه شخص مرده ایی هرچقدر هم که مقام والایی داشته باشد حرف و درد دل ما را می شنود و مثلا پاسخ آه و نذر و نیاز ما را می دهد بی معنی می شود. شخصی که می میرد بکلی ارتباطش را با این دنیا از دست می دهد و معنای مرگ هم همین است.

و اما قضیه ی این عالم برزخ که می گویند پس چیست؟ قرآن را ورق می زنیم و تنها در سه سوره و سه آیه به چنین کلمه ایی بر می خوریم:

سوره الرحمن:

مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيَانِ ﴿١٩﴾ بَيْنَهُمَا بَرْزَخٌ لَا يَبْغِيَانِ ﴿٢٠﴾ فَبِأَيِّ آلَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿٢١﴾ 

دو دریای مختلف را در کنار هم قرار داد، در حالی که با هم تماس دارند؛ ﴿١٩﴾ میان آن دو برزخی است که یکی بر دیگری غلبه نمی‌کند. ﴿٢٠﴾ پس کدامین نعمتهای پروردگارتان را انکار می‌کنید؟! ﴿٢١﴾

سوره الفرقان:

وَهُوَ الَّذِي مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ هَٰذَا عَذْبٌ فُرَاتٌ وَهَٰذَا مِلْحٌ أُجَاجٌ وَجَعَلَ بَيْنَهُمَا بَرْزَخًا وَحِجْرًا مَحْجُورًا ﴿٥٣﴾

او کسی است که دو دریا را در کنار هم قرار داد؛ یکی گوارا و شیرین، و دیگر شور و تلخ؛ و در میان آنها برزخی قرار داد و مانع و حایل و سدّی نفوذناپذیر. ﴿٥٣﴾

سوره المومنون:

حَتَّىٰ إِذَا جَاءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قَالَ رَبِّ ارْجِعُونِ ﴿٩٩﴾ لَعَلِّي أَعْمَلُ صَالِحًا فِيمَا تَرَكْتُ كَلَّا إِنَّهَا كَلِمَةٌ هُوَ قَائِلُهَا وَمِنْ

وَرَائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلَىٰ يَوْمِ يُبْعَثُونَ ﴿١٠٠﴾

تا زمانی که مرگ یکی از آنان فرارسد، می‌گوید: «پروردگار من! مرا بازگردانید. ﴿٩٩﴾ شاید در آنچه ترک کردم عمل صالحی انجام دهم» چنین نیست. این سخنی است که او به زبان می‌گوید و پشت سر آنان برزخی است تا روزی که برانگیخته شوند ﴿١٠٠﴾

خب چه نتیجه گیری می کنید؟ این همه آیه در مورد این دنیا و عالم آخرت وجود دارد اما حتی یک آیه هم از چگونگی عالمی که به نام برزخ به ما معرفی کرده اند در دست نداریم. حال سوال اینجاست که پس از چه طریق و کانالی مفسرین و علماء ما پی به چنین عالمی برده اند. خود کلمه «برزخ» معنای حایل، مانع، حد و جداکننده می دهد و به هیچ وجه نمی توان از آن برداشت عالم داشت. آن هم عالمی که روح در آن سیر می کند. اصلا روح چیست؟ توجه کنید که در آیاتی که مربوط به مرگ و رفتن از این دنیا ست ما با کلمه ی «متوفی» و «نفس» رو به رو ییم و در هیچ کجا کنار این کلمات ذکری از روح برده نشده (همانطور که در آیه 42 سوره الزمر داشتیم) و کلمه «روح» همیشه به شکل مجرد و نه حتی جمع «ارواح» در 23 آیه زیر آمده: 

﴿الشعراء: ١٩٣﴾ ﴿الواقعة: ٨٩﴾ ﴿الإسراء: ٨٥﴾ ﴿القدر: ٤﴾ ﴿يوسف: ٨٧﴾ ﴿ص: ٧٢﴾ ﴿الحجر: ٢٩﴾ ﴿المعارج: ٤﴾ ﴿النبإ: ٣٨﴾ ﴿مريم: ١٧﴾ ﴿غافر: ١٥﴾ ﴿الأنبياء: ٩١﴾ ﴿النحل: ١٠٢﴾ ﴿النحل: ٢﴾ ﴿السجدة: ٩﴾ ﴿التحريم: ١٢﴾ ﴿الشورى: ٥٢﴾ ﴿البقرة: ٨٧﴾ ﴿المائدة: ٤٥﴾ ﴿البقرة: ٢٥٣﴾ ﴿النساء: ١٧١﴾ ﴿المجادلة: ٢٢﴾ ﴿المائدة: ١١٠﴾ 

این مفرد بودن روح هم نکته ی مهمی است. ببینید مثلا در آیه 4 سوره قدر داریم:

تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ ﴿٤﴾ فرشتگان و «روح» در آن شب به اذن پروردگارشان برای هر کاری نازل می‌شوند.

ملائکه جمع و روح به صورت مفرد است. حتی برای یک بار هم کلمه ی ارواح در قرآن به کار برده نشده است.

و تنها مطلبی که از آیات عنوان شده در مورد روح دستگیر آدمی می شود این است که: خداوند از روح خود در آدمی می دمد (ص:72، الحجر:29، السجده: 9) و بس. پس در مورد تمامی آنچه درباره ی روح گفته و نوشته شده هیچ تضمین و اعتمادی نیست، بنا به آیه ی زیر:  

       
وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي وَمَا أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا ﴿الإسراء: ٨٥﴾

و از تو درباره «روح» سؤال می‌کنند، بگو: «روح از فرمان پروردگار من است؛ و جز اندکی از دانش، به شما داده نشده است»

گمان می کنم خوانندگانی که مطالب این وب لاگ را تا همین جا دنبال کرده اند دیگر کاملا به این امر واقف شده باشند که هر آنچه تاکنون در مورد دین و زوایای آن خوانده و شنیده اند نیاز به بازخوانی دارد و بایستی به ریز و درشت مسایل بازگشته و با دیدی باز و تامل در آنها به برداشت درست و سالم تری برسند.

هدف اصلی این وب لاگ بیداری چنین حسی در خوانندگان خود بوده و هست. به امید روزی که هرکسی خود قرآن پژوه شده و به مسایل دینی حساس شود، مطلب این یادداشت را به پایان می برم.




.::.