الرَّحْمَنُ * عَلَّمَ الْقُرْآنَ
در یادداشت قبل با ذکر آیاتی چند به این موضوع اشاره داشتیم که سران کنیسه و کلیسا برای اینکه قدرت و مقامشان را از دست ندهند و پیروانشان به اسلام نپیوندند به هر حیلهای متوسل شده اند: ـ تنها خود را مؤمن دانسته و مسلمین را به رسمیت نشناخته اند. ـ به تازه اسلام آورندگان دروغ گفته و سعی کردهاند آنها را منحرف کنند. ـ با مشرکین و دشمنان دیرین دینی خود هم پیمان شده و آنها را علیه اسلام یاری داده اند. ـ دست به تحریف و تغییر کتب خود زده اند. ـ مسایلی را از دین خود کم کرده یا بدان افزوده اند تا پیوند آنها را با اسلام هرچه کمرنگ تر جلوه بدهند و...
در این یادداشت بحثی به میان کشیده خواهد شد که نشان میدهد چگونه سران کنیسه و کلیسا تحریف و دستبردگی در کتب خود را از حد گذرانده و مرتکب یکی از بزرگترین خیانت ها به ساحت ادیان شده اند:* This introduction to “Yahweh” as the personal name of God associates the divine name with the Hebrew verb “hayah” meaning “to be.”
«موسی عرض کرد: اگر پیش بنی اسراییل بروم و به ایشان بگویم که خدای اجدادشان، مرا برای نجات ایشان فرستاده است و آنها از من بپرسند نام او چیست؟ به آنها چه جواب دهم. خدا فرمود: هستم آنکه هستم! (Ehyeh asher Ehyeh)* به ایشان بگو ”من هستم ” مرا نزد شما فرستاده است. بلی، به ایشان بگو: (יהוה) اجداد شما، خدای ابراهیم، اسحاق و یعقوب مرا پیش شما فرستاده است. این نام جاودانه من است و تمام نسل ها مرا به این نام خواهند شناخت.» (عهد عتیق: خروج: موسی به پیامبری برگزیده میشود)
* در زبان عبری کلمه خداوند شبیه فعل «بودن» میباشد و احتمالاً از آن اخذ شده است.
بدین شکل است که عهد عتیق خداوند را معرفی میکند و در جواب پرسش از نام او مینویسد که فرمود: اسم من «همینه که هستم» است. اسمی که گویا بنی اسراییل با آن آشنا بوده و جد اندر جد آن را میدانسته اند و نام جاودانه خدا ست که تمام نسل ها هم به این نام او را خواهند شناخت!
لابد اگر کسی هم شک کند و بگوید اینکه اسم نشد و اسم اعظم را زیر سؤال ببرد نه تنها یهودیان که احتمالاً ملاهای مسیحیت و اسلام هم به صلابه اش می کشند. اما ما در اینجا چنین جسارتی را به خرج میدهیم و با عبور از چنین خط قرمزهایی است که به اصل ماجرا پی می بریم. اول اندکی پیرامون «یهوه» بگوییم: هیچکس تلفظ درست این کلمه را نمیداند و برخلاف آنچه که در عهد عتیق داریم که تمام نسل ها مرا به این نام خواهند شناخت، کسی به درستی این نام را نمی شناسد. دلیل آن این است که میگویند اسم خدا پیش یهودیان بسیار عزیز و متبرک بوده، از اینرو هیچگاه آن را به صورت کامل ننوشته اند بلکه تنها چهار حرف صامت آن را نوشته، از درج مصوت ها خودداری کرده اند. به زبان سادهتر دلیل ندانستن این کلمه چهار حرفی (YHVH) را در املا آن میدانند و اگر کسی بگوید بدون استثنا در هر زبان زنده و مرده دنیا کلماتی پیدا میشوند که شکل نوشتاری آنها با تلفظشان یکسان نیست اما چنین اختلافی هیچگاه باعث نشده هیچ کدام از این کلمات به سرنوشت یهوه که ناسلامتی اسم خدای تمام نسل ها ست، دچار شوند، جز سکوت و چشم غره هیچ پاسخی ندارند که بدهند. موضوع وقتی جالبتر میشود که بیشتر به کنکاش میپردازیم و میبینیم خود یهودیان زمانی که به همین کلمه چهار حرفی (Tetragrammaton) میرسند، نمی خوانند یهوه (با هر تلفظی) که میگویند «آدونای» که به معنی «خدا» و «رب» است [این هم سایتی با توضیح و تلفظ]. دیگر اینکه برای این اسم معنای مشخص و قابل قبولی ارائه نشده است و در کل بحث پیرامون آن با بن بستی تاریک رو به رو است. تا همینجا و قبل از اینکه فراتر برویم جا دارد رابی های یهود را مورد شماتت قرار بدهیم که در امانت الهی سهل انگاری کردهاند و باعث شدهاند حرف خداوند محق نشود که تمام نسل ها مرا با این نام خواهند شناخت. این هم دیگر اسامی خداوند در دین یهود: El, Elohim, Adonai, YHWH, Ehyeh-Asher-Ehyeh, Shaddai, and Tzevaot
در مسیحیت هم چند اسامی دیگر وجود دارد: Lord, God, Elah, Father, name
در اسلام اما با لیست بلندبالای ۹۹ تایی و بیشتر رو به رو ییم که با این اسامی متفاوت است. [علاقه مندان میتوانند این لیست را با معادل انگلیسی در اینجا ببینند و دو کلیپ کوتاه و زیبای اسامی را از اینجا و اینجا دانلود کنند] حالا سؤال اینجا ست که چنین تفاوتهایی را باید حقیقی پنداشته و پذیرفت؟
یعنی باید قبول کرد که سه دین به ظاهر ابراهیمی و زیرشاخه آن اشتراکاتشان تا به این حد ضعبف است و اگر کسی بپرسد که خود ابراهیم خلیل (ص) پس با چه اسمی خدا را صدا میزده چه جوابی میتوان داد؟ و...
خب فکر میکنم زمان روشنگری رسیده باشد:

فَكُلِي وَاشْرَبِي وَقَرِّي عَيْنًا فَإِمَّا تَرَيِنَّ مِنَ الْبَشَرِ أَحَدًا فَقُولِي إِنِّي نَذَرْتُ لِلرَّحْمَٰنِ صَوْمًا فَلَنْ أُكَلِّمَ الْيَوْمَ إِنْسِيًّا (مريم: ٢٦﴾
يَا أَبَتِ لَا تَعْبُدِ الشَّيْطَانَ إِنَّ الشَّيْطَانَ كَانَ لِلرَّحْمَٰنِ عَصِيًّا (مريم: ٤٤﴾
يَا أَبَتِ إِنِّي أَخَافُ أَنْ يَمَسَّكَ عَذَابٌ مِنَ الرَّحْمَٰنِ فَتَكُونَ لِلشَّيْطَانِ وَلِيًّا (مريم: ٤٥﴾
أُولَٰئِكَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ مِنْ ذُرِّيَّةِ آدَمَ وَمِمَّنْ حَمَلْنَا مَعَ نُوحٍ وَمِنْ ذُرِّيَّةِ إِبْرَاهِيمَ وَإِسْرَائِيلَ وَمِمَّنْ هَدَيْنَا وَاجْتَبَيْنَا إِذَا تُتْلَىٰ عَلَيْهِمْ آيَاتُ الرَّحْمَٰنِ خَرُّوا سُجَّدًا وَبُكِيًّا (مريم: ٥٨﴾
جَنَّاتِ عَدْنٍ الَّتِي وَعَدَ الرَّحْمَٰنُ عِبَادَهُ بِالْغَيْبِ إِنَّهُ كَانَ وَعْدُهُ مَأْتِيًّا (مريم: ٦١﴾
ثُمَّ لَنَنْزِعَنَّ مِنْ كُلِّ شِيعَةٍ أَيُّهُمْ أَشَدُّ عَلَى الرَّحْمَٰنِ عِتِيًّا (مريم: ٦٩﴾
قُلْ مَنْ كَانَ فِي الضَّلَالَةِ فَلْيَمْدُدْ لَهُ الرَّحْمَٰنُ مَدًّا حَتَّىٰ إِذَا رَأَوْا مَا يُوعَدُونَ إِمَّا الْعَذَابَ وَإِمَّا السَّاعَةَ فَسَيَعْلَمُونَ مَنْ هُوَ شَرٌّ مَكَانًا وَأَضْعَفُ جُنْدًا (مريم: ٧٥﴾
يَوْمَ نَحْشُرُ الْمُتَّقِينَ إِلَى الرَّحْمَٰنِ وَفْدًا (مريم: ٨٥﴾
لَا يَمْلِكُونَ الشَّفَاعَةَ إِلَّا مَنِ اتَّخَذَ عِنْدَ الرَّحْمَٰنِ عَهْدًا (مريم: ٨٧﴾
وَقَالُوا اتَّخَذَ الرَّحْمَٰنُ وَلَدًا (مريم: ٨٨﴾
أَنْ دَعَوْا لِلرَّحْمَٰنِ وَلَدًا (مريم: ٩١﴾
وَمَا يَنْبَغِي لِلرَّحْمَٰنِ أَنْ يَتَّخِذَ وَلَدًا (مريم: ۹۲﴾
إِنْ كُلُّ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ إِلَّا آتِي الرَّحْمَٰنِ عَبْدًا (مريم: ٩٣﴾
إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَيَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمَٰنُ وُدًّا (مريم: ٩٦﴾
وَمَنْ يَعْشُ عَنْ ذِكْرِ الرَّحْمَٰنِ نُقَيِّضْ لَهُ شَيْطَانًا فَهُوَ لَهُ قَرِينٌ (الزخرف: ٣٦﴾
وَاسْأَلْ مَنْ أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رُسُلِنَا أَجَعَلْنَا مِنْ دُونِ الرَّحْمَٰنِ آلِهَةً يُعْبَدُونَ (الزخرف: ٤٥﴾
وَقَالُوا اتَّخَذَ الرَّحْمَٰنُ وَلَدًا سُبْحَانَهُ بَلْ عِبَادٌ مُكْرَمُونَ (الأنبياء: ٢٦﴾
وَإِذَا رَآكَ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ يَتَّخِذُونَكَ إِلَّا هُزُوًا أَهَٰذَا الَّذِي يَذْكُرُ آلِهَتَكُمْ وَهُمْ بِذِكْرِ الرَّحْمَٰنِ هُمْ كَافِرُونَ (الأنبياء: ٣٦﴾
يَوْمَ يَقُومُ الرُّوحُ وَالْمَلَائِكَةُ صَفًّا لَا يَتَكَلَّمُونَ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمَٰنُ وَقَالَ صَوَابًا (النبإ: ٣٨﴾
قُلْ مَنْ يَكْلَؤُكُمْ بِاللَّيْلِ وَالنَّهَارِ مِنَ الرَّحْمَٰنِ بَلْ هُمْ عَنْ ذِكْرِ رَبِّهِمْ مُعْرِضُونَ (الأنبياء: ٤٢﴾
قَالَ رَبِّ احْكُمْ بِالْحَقِّ وَرَبُّنَا الرَّحْمَٰنُ الْمُسْتَعَانُ عَلَىٰ مَا تَصِفُونَ (الأنبياء: ١١٢﴾
الرَّحْمَٰنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوَىٰ (طه: ٥﴾
وَلَقَدْ قَالَ لَهُمْ هَارُونُ مِنْ قَبْلُ يَا قَوْمِ إِنَّمَا فُتِنْتُمْ بِهِ وَإِنَّ رَبَّكُمُ الرَّحْمَٰنُ فَاتَّبِعُونِي وَأَطِيعُوا أَمْرِي (طه: ٩٠﴾
يَوْمَئِذٍ يَتَّبِعُونَ الدَّاعِيَ لَا عِوَجَ لَهُ وَخَشَعَتِ الْأَصْوَاتُ لِلرَّحْمَٰنِ فَلَا تَسْمَعُ إِلَّا هَمْسًا (طه: ١٠٨﴾
يَوْمَئِذٍ لَا تَنْفَعُ الشَّفَاعَةُ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمَٰنُ وَرَضِيَ لَهُ قَوْلًا (طه: ١٠٩﴾
وَمَا يَأْتِيهِمْ مِنْ ذِكْرٍ مِنَ الرَّحْمَٰنِ مُحْدَثٍ إِلَّا كَانُوا عَنْهُ مُعْرِضِينَ (الشعراء: ٥﴾
الْمُلْكُ يَوْمَئِذٍ الْحَقُّ لِلرَّحْمَٰنِ وَكَانَ يَوْمًا عَلَى الْكَافِرِينَ عَسِيرًا (الفرقان: ٢٦﴾
وَعِبَادُ الرَّحْمَٰنِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْنًا وَإِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَامًا (الفرقان: ٦٣﴾
أَمَّنْ هَٰذَا الَّذِي هُوَ جُنْدٌ لَكُمْ يَنْصُرُكُمْ مِنْ دُونِ الرَّحْمَٰنِ إِنِ الْكَافِرُونَ إِلَّا فِي غُرُورٍ (الملك: ٢٠﴾
قُلْ هُوَ الرَّحْمَٰنُ آمَنَّا بِهِ وَعَلَيْهِ تَوَكَّلْنَا فَسَتَعْلَمُونَ مَنْ هُوَ فِي ضَلَالٍ مُبِينٍ (الملك: ٢٩﴾
إِنَّمَا تُنْذِرُ مَنِ اتَّبَعَ الذِّكْرَ وَخَشِيَ الرَّحْمَٰنَ بِالْغَيْبِ فَبَشِّرْهُ بِمَغْفِرَةٍ وَأَجْرٍ كَرِيمٍ (يس: ١١﴾
قَالُوا مَا أَنْتُمْ إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُنَا وَمَا أَنْزَلَ الرَّحْمَٰنُ مِنْ شَيْءٍ إِنْ أَنْتُمْ إِلَّا تَكْذِبُونَ (يس: ١٥﴾
قَالُوا يَا وَيْلَنَا مَنْ بَعَثَنَا مِنْ مَرْقَدِنَا هَٰذَا مَا وَعَدَ الرَّحْمَٰنُ وَصَدَقَ الْمُرْسَلُونَ (يس: ٥٢﴾
وَجَعَلُوا الْمَلَائِكَةَ الَّذِينَ هُمْ عِبَادُ الرَّحْمَٰنِ إِنَاثًا أَشَهِدُوا خَلْقَهُمْ سَتُكْتَبُ شَهَادَتُهُمْ وَيُسْأَلُونَ (الزخرف: ١٩﴾
كَذَٰلِكَ أَرْسَلْنَاكَ فِي أُمَّةٍ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهَا أُمَمٌ لِتَتْلُوَ عَلَيْهِمُ الَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ وَهُمْ يَكْفُرُونَ بِالرَّحْمَٰنِ قُلْ هُوَ رَبِّي لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ مَتَابِ (الرعد: ٣٠﴾
قُلِ ادْعُوا اللَّهَ أَوِ ادْعُوا الرَّحْمَٰنِ أَيًّا مَا تَدْعُوا فَلَهُ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَىٰ وَلَا تَجْهَرْ بِصَلَاتِكَ وَلَا تُخَافِتْ بِهَا وَابْتَغِ بَيْنَ ذَٰلِكَ سَبِيلًا (الإسراء: ١١٠﴾
اینها نمونه آیاتی است که در آنها ذکر خداوند به صورت «الرحمن» برده شده است. میتوانید این اسم را در آیات: (الزخرف: ١٧﴾ (الزخرف: ٢٠﴾ (الزخرف: ٣٣﴾ (النبإ: ٣٧﴾ (الفرقان: ٥٩﴾ (الفرقان: ٦٠﴾ (الملك: ٣﴾ (الملك: ١٩﴾ (يس: ٢٣﴾ و سوره زیبا و متفاوت الرحمن نیز بیابید. تفاوت این اسم با اسامی دیگری که در سنت اسلامی اسماء حسنه خداوند نامیده می شوند در این است که این کلمه بر خلاف اسامی دیگر به صورت صفت و لقب نیامده (مانند: وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ، هُوَ اللَّهُ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ، وَهُوَ الْقَاهِرُ فَوْقَ عِبَادِهِ وَهُوَ الْحَكِيمُ الْخَبِيرُ،... ) بلکه خود به تنهایی به کار رفته و اسم فاعل است، پس ترجمه کردن آن بصورت قید، خدایی که بخشنده است، در آیات آمده درست نیست بلکه باید مانند تمامی اسامی به صورت اسم و به همان شکل «الرحمن» ترجمه شود تا مفهوم را به درستی برساند.
با در نظر گرفتن این آیات است که به مسأله قابل تاملی پی می بریم: «الرحمن» اسمی است که برای اهل کتاب کاملاً آشنا بوده و جزو اسماء قدیم و کهن خدا محسوب می شود. توجه شما را به ترجمه آیاتی که به وضوح به این مسأله اشاره دارند، جلب می کنم:
و گفتند که رحمان صاحب فرزند است. منزه است او، بلکه آنان بندگانی گرامی هستند. (الانبیاء: ۲۶)
بگو: او رحمان است. به او ايمان آورديم و بر او توکل کرديم. به زودی خواهيد دانست چه کسی در گمراهی آشکار است. (الملک: ۲۹)
داستان مردم آن قريه را برايشان بياور، آنگاه که رسولان بدان جا آمدند. * ما نخست دو تن را به نزدشان فرستاديم و آنان تکذيبشان کردند، پس با سومی نيروشان داديم. گفتند: ما را برای هدايت شما فرستاده اند. * گفتند: شما انسانهايی همانند ما هستيد و رحمان هيچ چيز نفرستاده است و شما جز دروغ نمی گوييد. (یس: ۱۲-۱۴)
و در صور دميده شود و آنان از قبرها شتابان بيرون آيند و به سوی پروردگارشان روند. * گويند: وای بر ما، چه کسی ما را از خوابگاههايمان برانگيخت؟ اين همان وعده رحمان است و پيامبران راست گفته بودند. (یس: ۵۱-۵۲)
و برايشان تنديس گوساله ای که نعره گاوان را داشت بساخت و گفتند: اين خدای شما و خدای موسی است و موسی فراموش کرده بود. * آيا نمی ديدند که هيچ پاسخی به سخنشان نمی دهد و هيچ سود و زيانی برايشان ندارد؟ * هارون نيز پيش از اين به آنها گفته بود: ای قوم من، شما را به اين گوساله آزموده اند. پروردگار شما رحمان است. از من پیروی کنید و فرمانبردار من باشيد. * گفتند: ما همچنان به پرستش او ادامه می دهیم تا موسی به نزد ما بازگردد. (طه: ۸۸-۹۱)
از اینرو تو را به ميان امتی که پيش از آنها امتهای ديگر بوده اند، به رسالت فرستاده ايم تا آنچه را که بر تو وحی کرده ايم برايشان تلاوت کنی. آنها به رحمان کافِر شده اند، بگو: او پروردگار من است. خدايی جز او نيست. بر او توکل کرده ام و توبه من به درگاه اوست. (الرعد: ۳۰)
بگو: چه الله را بخوانيد چه رحمان را، فرقی نمی کند. نامهای نيکو از آن اوست. صدايت را به نماز نه بلند کن و نه ساکت باش و ميان اين دو راهی برگزين. (الاسراء: ۱۱۰)
[مریم] بخور و بياشام و شادمان باش. اگر از آدميان کسی را ديدی، بگوی : برای رحمان روزه نذر کرده ام و امروز با کسی سخن نمی گويم (مریم: ۲۶)
و در اين کتاب ابراهيم را ياد کن که او پيامبری صدیق بود، * آنگاه که پدرش را گفت: ای پدر، چرا چيزی را که نه می شنود و نه می بيند و هيچ نيازی را از تو برطرف نمی کند، می پرستی؟ * ای پدر، مرا دانشی داده اند که به تو نداده اند، پس از من پيروی کن تا تو را به راه راست هدايت کنم. * ای پدر، شيطان را مپرست، زيرا شيطان رحمان را نافرمان بود. * ای پدر، می ترسم عذابی ازجانب رحمان به تو رسد و تو دوستدار شيطان باشی (مریم: ۴۱-۴۵)
اينان گروهی از پيامبران بودند که خدا به آنان نعمت ارزانی داشت، از فرزندان آدم و فرزندان آنان که با نوح درکشتی نشانديم و فرزندان ابراهيم و اسرائيل وآنها که هدايتشان کرديم و برگزيديمشان و چون آيات رحمان بر آنان تلاوت می شد، گريان به سجده می افتادند (مریم: ۵۸)
گفتند: رحمان صاحب فرزندی است. (مریم: ۸۸)
رحمان را سزاوار نيست که صاحب فرزندی باشد. (مریم: ۹۲)
پس از ابراهیم گرفته تا هارون و موسی و مریم و محمد و... بلکه تمام پیامبران (با توجه به آیه ۵۸ سوره مریم و دیگر آیات) خداوند را به نام «رحمن» میشناخته اند و این اسمی است که تمام نسل ها او را بدان میشناسد نه «YHVH» و اگر اکنون میبینیم که هیچ یهودی و یا مسیحی با چنین اسمی آشنا نیست دلیلش این است که سران کنیسه و کلیسا آگاهانه آن را از حافظه و کتب این ادیان حذف کردهاند (شاید دلیل خواندن گروه و فرقه ای به نام یهود از برهه ی زمانی خاصی به بعد هم از این امر ناشی شده باشد). اهل کتاب و مؤمنین در زمان اسلام با گواهی آیات بالا رحمان را به خوبی می شناخته و آن دسته هم که به کفر متمایل شدند، عیسی را فرزند رحمان میخوانده اند و...
قصد اصلی من از پیش کشیدن این مبحث این بود که بگویم اگر فتنه گری ها و کینه و عدول سران کنیسه و کلیسا در طول تاریخ نبود، اشتراکات و اتحاد مسلمین با دو دین به اصطلاح ابراهیمی دیگر بسیار بیش از اینها می بود. با بر شمردن و در نظر داشتن موارد بسیاری از این دست است که میگویم باید با اندوه، عهد عتیق و عهد جدید را از رده ی کتابهای یکتاپرستی خارج دانست و دیگر ابراهیمی محسوب نکرد...
کلام را با این آیه به پایان میبرم که گویای حقیقتی است:لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَةً لِلَّذِينَ آمَنُوا الْيَهُودَ وَالَّذِينَ أَشْرَكُوا ۖ وَلَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَوَدَّةً لِلَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ قَالُوا إِنَّا نَصَارَىٰ ۚ ذَٰلِكَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّيسِينَ وَرُهْبَانًا وَأَنَّهُمْ لَا يَسْتَكْبِرُونَ (مائده: ۸۲)
یهود و مشرکان را دشمن ترين مردم نسبت به ايمان آورندگان می يابی. و مهربان ترين کسان نسبت به آنان که ايمان آوردهاند کسانی را می يابی که می گويند: ما نصرانی هستيم زيرا بعضی از ايشان تارک و راهبان اند و کبر و غرور نمی ورزند. (مائده: ۸۲)
