به موضع بنی اسراییل باز گردیم. قصد دارم دراین یادداشت به موضوع خروج بنی اسراییل پرداخته و با دلایلی نشان بدهم که ممکن است خروج بنی اسراییل به آن شکلی که فکر می کنیم اتفاق نیفتاده باشد. اول سراغ تورات رفته و روایت خروج را از آنجا پی می گیریم:
فرعون حاضر نمی شود اجازه ی خروج به بنی اسراییل بدهد. پس بلاهایی بر مصر فرود می آید: بلای خون، قورباغه، پشه، مگس، طاعون، دمل، تگرگ، ملخ، تاریکی و کشته شدن فرزندان نخست. بعد از این بلای آخری فرعون راضی شده و می گذارد که بنی اسراییلیان همراه موسی از مصر خارج شوند. قبل از خروج بنی اسراییلیان «از همسایگان مصری خود (!) لباس و طلا و نقره خواسته و چون خدا بنی اسراییل را در نظر اهالی مصر محترم ساخته بود بطوری که هرچه ار آنها خواستند به ایشان دادند. به این ترتیب آنها ثروت مصر را با خود بردند.(!)» (نقل از تورات: خروج) «در همان شب بنی اسراییل از رعمسیس کوچ کرده، روانه سرکوت شدند» «خداوند به موسی فرمود: به قوم من بگو که بسوی فم الحیرت که در میان مجدل و دریای سرخ و مقابل بعل صفون است برگردند و در کنار دریا خیمه بزنند. فرعون گمان خواهد کرد که چون روبروی شما دریا و پشت سرتان بیابان است، شما در میان دریا و صحرا در دام افتاده اید، و من دل فرعون را سخت می سازم تا شما را تعقیب کند. این باعث می شود که من بار دیگر قدرت و بزرگی خود را به او و تمام لشکرش ثابت کنم تا مصری ها بدانند که من خداوند هستم» « وقتی به فرعون خبر رسید که اسراییلیان از مصر فرار کرده اند (!) او و درباریانش پشیمان شده گفتند: این چه کاری بود که کردیم؟ برای چه به بردگان خود اجازه دادیم از اینجا دور شوند.» (تورات: عبور از دریای سرخ) بعد فرعون با سپاهیانش راهی شده و در دریا بعد از شکافته شدن و عبور بنی اسراییلیان قدم گذاشته و غرق می شوند.
حالا روایت قرآنی این ماجرا را می خوانیم و به نقد آنچه در تورات نوشته شده می نشینیم.
(سوره النمل)
وَأَلْقِ عَصَاكَ ۚ فَلَمَّا رَآهَا تَهْتَزُّ كَأَنَّهَا جَانٌّ وَلَّىٰ مُدْبِرًا وَلَمْ يُعَقِّبْ ۚ يَا مُوسَىٰ لَا تَخَفْ إِنِّي لَا يَخَافُ لَدَيَّ الْمُرْسَلُونَ
﴿١٠﴾ إِلَّا مَنْ ظَلَمَ ثُمَّ بَدَّلَ حُسْنًا بَعْدَ سُوءٍ فَإِنِّي غَفُورٌ رَحِيمٌ ﴿١١﴾ وَأَدْخِلْ يَدَكَ فِي جَيْبِكَ تَخْرُجْ بَيْضَاءَ مِنْ غَيْرِ
سُوءٍ ۖ فِي تِسْعِ آيَاتٍ إِلَىٰ فِرْعَوْنَ وَقَوْمِهِ ۚ إِنَّهُمْ كَانُوا قَوْمًا فَاسِقِينَ ﴿١٢﴾
و عصایت را بیفکن! -هنگامی که (موسی) به آن نگاه کرد، دید همچون ماری به هر سو میدود، به عقب برگشت و حتی پشت سر خود را نگاه نکرد- ای موسی! نترس، که رسولان در نزد من نمیترسند ﴿١٠﴾ مگر آنکه ستم کند؛ سپس بدی را به نیکی تبدیل نماید، که من غفور و رحیمم ﴿١١﴾ و دستت را در گریبانت ببر؛ هنگامی که خارج میشود، سفید و درخشنده است بی آنکه عیبی در آن باشد؛ این در زمره نشانه های نهگانهای است که تو با آنها بسوی فرعون و قومش فرستاده میشوی؛ آنان قومی فاسق و طغیانگرند» ﴿١٢﴾
(سوره الاعراف)
وَلَقَدْ أَخَذْنَا آلَ فِرْعَوْنَ بِالسِّنِينَ وَنَقْصٍ مِنَ الثَّمَرَاتِ لَعَلَّهُمْ يَذَّكَّرُونَ﴿١٣٠﴾ فَإِذَا جَاءَتْهُمُ الْحَسَنَةُ قَالُوا لَنَا هَٰذِهِ ۖ
وَإِنْ تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ يَطَّيَّرُوا بِمُوسَىٰ وَمَنْ مَعَهُ ۗ أَلَا إِنَّمَا طَائِرُهُمْ عِنْدَ اللَّهِ وَلَٰكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لَا يَعْلَمُونَ ﴿١٣١﴾ وَقَالُوا
مَهْمَا تَأْتِنَا بِهِ مِنْ آيَةٍ لِتَسْحَرَنَا بِهَا فَمَا نَحْنُ لَكَ بِمُؤْمِنِينَ ﴿١٣٢﴾ فَأَرْسَلْنَا عَلَيْهِمُ الطُّوفَانَ وَالْجَرَادَ وَالْقُمَّلَ
وَالضَّفَادِعَ وَالدَّمَ آيَاتٍ مُفَصَّلَاتٍ فَاسْتَكْبَرُوا وَكَانُوا قَوْمًا مُجْرِمِينَ ﴿١٣٣﴾ وَلَمَّا وَقَعَ عَلَيْهِمُ الرِّجْزُ قَالُوا يَا مُوسَى
ادْعُ لَنَا رَبَّكَ بِمَا عَهِدَ عِنْدَكَ ۖ لَئِنْ كَشَفْتَ عَنَّا الرِّجْزَ لَنُؤْمِنَنَّ لَكَ وَلَنُرْسِلَنَّ مَعَكَ بَنِي إِسْرَائِيلَ ﴿١٣٤﴾ فَلَمَّا
كَشَفْنَا عَنْهُمُ الرِّجْزَ إِلَىٰ أَجَلٍ هُمْ بَالِغُوهُ إِذَا هُمْ يَنْكُثُونَ ﴿١٣٥﴾ فَانْتَقَمْنَا مِنْهُمْ فَأَغْرَقْنَاهُمْ فِي الْيَمِّ بِأَنَّهُمْ
كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا وَكَانُوا عَنْهَا غَافِلِينَ ﴿١٣٦﴾
و ما فرعونیان را به خشکسالی و کمبود محصولات گرفتار کردیم، شاید متذکر گردند ﴿١٣٠﴾ اما هنگامی که نیکی (و نعمت) به آنها میرسید، میگفتند: «بخاطر خود ماست.» و موقعی که بدی (و بلا) به آنها میرسید، میگفتند: «از شومی موسی و کسان اوست» آگاه باشید سرچشمه همه اینها، نزد خداست؛ ولی بیشتر آنها نمیدانند ﴿١٣١﴾ و گفتند: «هر زمان نشانه و معجزهای برای ما بیاوری که سحرمان کنی، ما به تو ایمان نمیآوریم» ﴿١٣٢﴾ سپس طوفان و ملخ و آفت گیاهی و قورباغهها و خون را -که نشانههایی از هم جدا بودند- بر آنها فرستادیم؛ تکبر ورزیدند، و جمعیّت گنهکاری بودند ﴿١٣٣﴾ هنگامی که بلا بر آنها مسلط میشد، میگفتند: «ای موسی! از خدایت برای ما بخواه به عهدی که با تو کرده، رفتار کند اگر این بلا را از ما مرتفع سازی، قطعاً به تو ایمان میآوریم، و بنی اسرائیل را با تو خواهیم فرستاد» ﴿١٣٤﴾ اما هنگامی که بلا را، پس از مدت معینی که به آن میرسیدند، از آنها برمیداشتیم، پیمان خویش را میشکستند ﴿١٣٥﴾ سرانجام از آنها انتقام گرفتیم، و آنان را در دریا غرق کردیم؛ زیرا آیات ما را تکذیب کردند، و از آن غافل بودند. ﴿١٣٦﴾
با توجه به قرآن می دانیم که حضرت موسی نه نشانه و آیت به فرعون و قومش عرضه می کند که شامل: مارگونه شدن عصا، ید بیضاء، خشکسالی و کمبود محصولات، طوفان، ملخ، آفت گیاهی، قورباغه و خون و گشوده شدن دریا ست. در مورد بلایا همانطور که خواندید یک سری از آنها در تورات و قرآن مشترک است مانند ملخ، قورباغه، خون، و بلاهایی که در خشکسالی و کمبود محصولات خلاصه شده با کمی توجه در این بلایا می بینیم که همه ی آنها را می توان جزو بلایای طبیعی دسته بندی کرد که حضرت موسی وقوع آن را اعلام و با توجه به مشیت الهی و نشانه ی قدرت او اتفاق افتاده و مدت معینی به طول انجامیده اند. تنها دو بلای خون و کشته شدن فرزندان نخست که در تورات ذکر آن رفته باقی می ماند. اولی با توجه به آنچه که در تورات آمده چنان است که رود نیل و بقیه ی رود ها رنگ خون گرفته و می گندند و اگرچه کمی این بلا غرق عادت گونه است تورات اشاره می کند که جادوگران مصری هم چنین قدرتی داشته و می توانستند چنین کاری انجام بدهند. می ماند کشته شدن فرزندان نخست که کمی عجیب و غیرعادی می رسد: خداوند از مصر عبور می کند و فرزندان نخست تمامی اهالی مصر « از فرزندان نخست که تنها در تورات به آن اشاره شده و «شامل کشته شدن فرزند ارشد خود فرعون که جانشین او بوده تا پسر ارشد غلامی که در سیاه چال زندانی است» و حتی چهارپایان می میرند. (مرگ پسران ارشد) این بلا آشکارا جزو آیات نه گانه نیست، در قرآن از آن ذکری نرفته، از عدالت خدایی به دور بوده، از نظر عقلی و منطقی درست نمی نماید و بیشتر به وصله ایی می ماند که بعدها اضافه شده تا کمبودی در روایت توراتی پر شده باشد. توجه کنید که به دلیل همین بلا ست که بنا به گفته ی تورات مصریان هرچه دارند به بنی اسراییل داده و فرعون هم اجازه ی خروج را برخلاف گفته ی قرآن که بعد از رفع هر بلا پیمان خود در مورد رهایی بنی اسراییل را می شکستند، داده است. روایت اتفاقاتی که در شب این بلا هم آمده با هم هم خوانی ندارند: به فرمان خداوند بنی اسراییلیان باید عصر بره هایی را بریان کرده (لابد این بره ها را هم از همسایه های مصری خود گرفته اند. و اصولا در سیستم طبقاتی مصر آن زمان فقیر و غنی دیوار به دیوار هم زندگی می کرده اند) و خون آن را به دو کنار در خانه بریزند تا خداوند خانه های بنی اسراییلیان را از غیر آن تشخیص بدهد(!) بایستی گوشت بره ی بریان شده با نان فطیر (نان بدون خمیر مایه) و سبزی های تلخ خورده شود. گوشت نباید خام یا آب پز بلکه همه ی آن حتی کله و پاچه و دل و جگر بریان شده و تا صبح خورده شود، و اگر چیزی باقی ماند سوزانده شود. از طرف دیگر آمده که «قبل از خوردن بره کفش به پا کنید، چوبدستی به دست گیرید و خود را برای سفر آماده کنید، و بره را با عجله بخورید. این آیین پسح خداوند خوانده خواهد شد. چون من که خداوند هستم، امشب از سرزمین مصر گذر خواهم کرد و تمام پسران ارشد مصریان و همه ی نخست زاده های حیوانات ایشان را هلاک خواهم نمود و خدایان آنها را مجازات خواهم کرد» و به همه ی بنی اسراییلیان دستور داده می شود که آن شب از خانه بیرون نیایند(!) نیمه شب خداوند از مصر عبور کرده و تمام فرزندان نخست می میرند. همان شب فرعون موسی و هارون را فراخوانده و می گوید که هرچه زودتر از زمین مصر بیرون بروند و بنی اسراییل را و رمه هایشان را هم با خود ببرند. « در همان شب بنی اسراییل از رعمسیس کوچ کرده و روانه سوکوت شدند. تعداد ایشان به غیر از زنان و کودکان قریب به ششصد هزار مرد بود که پیاده در حرکت بودند. از اقوام دیگر هم در میان آنها بود که همراه ایشان از مصر بیرون آمدند» (خروج قوم اسراییل از مصر) و برخلاف گفته ی قرآن که آمده: « به تعقیب آنان پرداختند، و به هنگام طلوع آفتاب به آنها رسیدند. سوره الشعراء آیه 60» فرعون و لشگریانش (به علت ذیق وقت لابد) چند روز بعد و وقتی می بینند بنی اسراییلیان بین دریا و بیابان اند راهی می شوند...
خب وقت آن رسیده که روایت خروج را از منظر قرآن به دقت بازنگری کنیم:
سوره طه:
وَلَقَدْ أَوْحَيْنَا إِلَىٰ مُوسَىٰ أَنْ أَسْرِ بِعِبَادِي فَاضْرِبْ لَهُمْ طَرِيقًا فِي الْبَحْرِ يَبَسًا لَا تَخَافُ دَرَكًا وَلَا تَخْشَىٰ ﴿٧٧﴾
فَأَتْبَعَهُمْ فِرْعَوْنُ بِجُنُودِهِ فَغَشِيَهُمْ مِنَ الْيَمِّ مَا غَشِيَهُمْ ﴿٧٨﴾ وَأَضَلَّ فِرْعَوْنُ قَوْمَهُ وَمَا هَدَىٰ ﴿٧٩﴾
ما به موسی وحی فرستادیم که: « بندگانم را با خود ببر؛ و برای آنها راهی در دریا بگشا؛ نه از تعقیب بترس، و نه از هیچ چیز دیگری» ﴿٧٧﴾ فرعون با لشکریانش آنها را دنبال کردند؛ و دریا آنان را بطور کامل پوشانید﴿٧٨﴾ فرعون قوم خود را گمراه ساخت؛ و هرگز هدایت نکرد.﴿٧٩﴾
سوره الشوری:
فَدَعَا رَبَّهُ أَنَّ هَٰؤُلَاءِ قَوْمٌ مُجْرِمُونَ ﴿٢٢﴾ فَأَسْرِ بِعِبَادِي لَيْلًا إِنَّكُمْ مُتَّبَعُونَ ﴿٢٣﴾ وَاتْرُكِ الْبَحْرَ رَهْوًا ۖ إِنَّهُمْ جُنْدٌ
مُغْرَقُونَ ﴿٢٤﴾ كَمْ تَرَكُوا مِنْ جَنَّاتٍ وَعُيُونٍ ﴿٢٥﴾ وَزُرُوعٍ وَمَقَامٍ كَرِيمٍ ﴿٢٦﴾ وَنَعْمَةٍ كَانُوا فِيهَا فَاكِهِينَ﴿٢٧﴾ كَذَٰلِكَ ۖ
وَأَوْرَثْنَاهَا قَوْمًا آخَرِينَ ﴿٢٨﴾ فَمَا بَكَتْ عَلَيْهِمُ السَّمَاءُ وَالْأَرْضُ وَمَا كَانُوا مُنْظَرِينَ ﴿٢٩﴾
(موسی) به پیشگاه پروردگارش عرضه داشت: اینها قومی مجرمند ﴿٢٢﴾ بندگان مرا شبانه حرکت ده همانا تعقیب میشوید ﴿٢٣﴾ دریا را آرام و گشاده بگذار. آنها لشکری غرقشده خواهند بود. ﴿٢٤﴾ چه بسیار باغها و چشمهها که از خود به جای گذاشتند، ﴿٢٥﴾ و زراعتها و قصرهای زیبا و گرانقیمت، ﴿٢٦﴾ و نعمتهای فراوان دیگر که در آن بودند ﴿٢٧﴾ اینچنین بود و اینها را میراثی برای اقوام دیگری قرار دادیم. ﴿٢٨﴾ نه آسمان بر آنان گریست و نه زمین، و نه آنان مهلت یافته بودند ﴿٢٩﴾
سوره بقره:
وَإِذْ فَرَقْنَا بِكُمُ الْبَحْرَ فَأَنْجَيْنَاكُمْ وَأَغْرَقْنَا آلَ فِرْعَوْنَ وَأَنْتُمْ تَنْظُرُونَ ﴿٥٠﴾ وَإِذْ وَاعَدْنَا مُوسَىٰ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً ثُمَّ اتَّخَذْتُمُ
الْعِجْلَ مِنْ بَعْدِهِ وَأَنْتُمْ ظَالِمُونَ ﴿٥١﴾
و هنگامی که دریا را برای شما شکافتیم؛ و شما را نجات دادیم؛ و فرعونیان را غرق ساختیم؛ در حالی که شما تماشا میکردید. ﴿٥٠﴾ و هنگامی را که با موسی چهل شب وعده گذاردیم؛ شما گوساله را در نبود او انتخاب نمودید؛ در حالی که ستمکار بودید. ﴿٥١﴾
سوره الاسراء:
فَأَرَادَ أَنْ يَسْتَفِزَّهُمْ مِنَ الْأَرْضِ فَأَغْرَقْنَاهُ وَمَنْ مَعَهُ جَمِيعًا ﴿١٠٣﴾ وَقُلْنَا مِنْ بَعْدِهِ لِبَنِي إِسْرَائِيلَ اسْكُنُوا الْأَرْضَ
فَإِذَا جَاءَ وَعْدُ الْآخِرَةِ جِئْنَا بِكُمْ لَفِيفًا ﴿١٠٤﴾
پس (فرعون) تصمیم گرفت آنان را از آن سرزمین ریشه کن سازد؛ ولی ما، او و تمام کسانی را که با او بودند غرق کردیم. ﴿١٠٣﴾ و بعد از آن به بنی اسرائیل گفتیم: «در این سرزمین ساکن شوید امّا هنگامی که وعده دوم (دیگر) فرا رسد، همه شما را دسته جمعی میآوریم» ﴿١٠٤﴾
سوره الاعراف:
قَالَ مُوسَىٰ لِقَوْمِهِ اسْتَعِينُوا بِاللَّهِ وَاصْبِرُوا ۖ إِنَّ الْأَرْضَ لِلَّهِ يُورِثُهَا مَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ ۖ وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ ﴿١٢٨
﴾ قَالُوا أُوذِينَا مِنْ قَبْلِ أَنْ تَأْتِيَنَا وَمِنْ بَعْدِ مَا جِئْتَنَا ۚ قَالَ عَسَىٰ رَبُّكُمْ أَنْ يُهْلِكَ عَدُوَّكُمْ وَيَسْتَخْلِفَكُمْ فِي الْأَرْضِ
فَيَنْظُرَ كَيْفَ تَعْمَلُونَ ﴿١٢٩﴾
موسی به قوم خود گفت: «از خدا یاری جویید، و استقامت پیشه کنید، همانا زمین از آن خداست، و آن را به هر کس از بندگانش که بخواهد، واگذار میکند؛ و سرانجام برای پرهیزکاران است» ﴿١٢٨﴾ گفتند: «پیش از آنکه به سوی ما بیایی آزار دیدیم، پس از آمدنت نیز آزار میبینیم» گفت: «امید است پروردگارتان دشمن شما را هلاک کند، و شما را در زمین جانشین سازد، سپس می نگرد چگونه عمل میکنید» ﴿١٢٩﴾
سوره الاعراف:
فَانْتَقَمْنَا مِنْهُمْ فَأَغْرَقْنَاهُمْ فِي الْيَمِّ بِأَنَّهُمْ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا وَكَانُوا عَنْهَا غَافِلِينَ ﴿١٣٦﴾ وَأَوْرَثْنَا الْقَوْمَ الَّذِينَ كَانُوا
يُسْتَضْعَفُونَ مَشَارِقَ الْأَرْضِ وَمَغَارِبَهَا الَّتِي بَارَكْنَا فِيهَا ۖ وَتَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ الْحُسْنَىٰ عَلَىٰ بَنِي إِسْرَائِيلَ بِمَا
صَبَرُوا ۖ وَدَمَّرْنَا مَا كَانَ يَصْنَعُ فِرْعَوْنُ وَقَوْمُهُ وَمَا كَانُوا يَعْرِشُونَ ﴿١٣٧﴾ وَجَاوَزْنَا بِبَنِي إِسْرَائِيلَ الْبَحْرَ فَأَتَوْا عَلَىٰ
قَوْمٍ يَعْكُفُونَ عَلَىٰ أَصْنَامٍ لَهُمْ ۚ قَالُوا يَا مُوسَى اجْعَلْ لَنَا إِلَٰهًا كَمَا لَهُمْ آلِهَةٌ ۚ قَالَ إِنَّكُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ ﴿١٣٨﴾
سرانجام از آنها انتقام گرفتیم، و آنان را در دریا غرق کردیم؛ زیرا آیات ما را تکذیب کردند، و از آن غافل بودند. ﴿١٣٦﴾ و مشرقها و مغربهای پر برکت زمین را به آن قومِ به ضعف کشانده شده واگذار کردیم؛ و وعده نیک پروردگارت بر بنی اسرائیل، بخاطر صبر و استقامتی که به خرج دادند تحقّق یافت؛ و آنچه فرعون و فرعونیان میساختند، و آنچه از باغهای داربستدار فراهم ساخته بودند در هم کوبیدیم ﴿١٣٧﴾ و وقتی بنی اسرائیل را از دریا عبور دادیم، در راه خود به گروهی رسیدند که اطراف بتهایشان با تواضع و خضوع گرد آمده بودند. به موسی گفتند: «تو هم برای ما معبودی قرار ده، همانگونه که آنها معبود و خدایی دارند» گفت: «شما جمعیّتی جاهل و نادان هستید ﴿١٣٨﴾
سوره شعراء:
وَأَوْحَيْنَا إِلَىٰ مُوسَىٰ أَنْ أَسْرِ بِعِبَادِي إِنَّكُمْ مُتَّبَعُونَ ﴿٥٢﴾ فَأَرْسَلَ فِرْعَوْنُ فِي الْمَدَائِنِ حَاشِرِينَ ﴿٥٣﴾ إِنَّ هَٰؤُلَاءِ
لَشِرْذِمَةٌ قَلِيلُونَ ﴿٥٤﴾ وَإِنَّهُمْ لَنَا لَغَائِظُونَ ﴿٥٥﴾ وَإِنَّا لَجَمِيعٌ حَاذِرُونَ ﴿٥٦﴾ فَأَخْرَجْنَاهُمْ مِنْ جَنَّاتٍ وَعُيُونٍ ﴿٥٧﴾
وَكُنُوزٍ وَمَقَامٍ كَرِيمٍ ﴿٥٨﴾ كَذَٰلِكَ وَأَوْرَثْنَاهَا بَنِي إِسْرَائِيلَ ﴿٥٩﴾ فَأَتْبَعُوهُمْ مُشْرِقِينَ﴿٦٠﴾ فَلَمَّا تَرَاءَى الْجَمْعَانِ قَالَ
أَصْحَابُ مُوسَىٰ إِنَّا لَمُدْرَكُونَ ﴿٦١﴾ قَالَ كَلَّا ۖ إِنَّ مَعِيَ رَبِّي سَيَهْدِينِ ﴿٦٢﴾ فَأَوْحَيْنَا إِلَىٰ مُوسَىٰ أَنِ اضْرِبْ
بِعَصَاكَ الْبَحْرَ ۖ فَانْفَلَقَ فَكَانَ كُلُّ فِرْقٍ كَالطَّوْدِ الْعَظِيمِ ﴿٦٣﴾ وَأَزْلَفْنَا ثَمَّ الْآخَرِينَ ﴿٦٤﴾ وَأَنْجَيْنَا مُوسَىٰ وَمَنْ مَعَهُ
أَجْمَعِينَ ﴿٦٥﴾ ثُمَّ أَغْرَقْنَا الْآخَرِينَ ﴿٦٦﴾
و به موسی وحی کردیم که پرستندگانم را با خود ببر، همانا شما مورد تعقیب قرار می گیرید» ﴿٥٢﴾ فرعون قاصد وجمع آورنده به شهرها فرستاد، ﴿٥٣﴾ همانا آنها گروه اندکی هستند ﴿٥٤﴾ و اینها ما را به خشم آوردهاند؛ ﴿٥٥﴾ و ما همگی آماده پیکاریم» ﴿٥٦﴾ پس آنها را از باغها و چشمهها خارج کردیم، ﴿٥٧﴾ و از گنجها و قصرهای مجلّل ﴿٥٨﴾ اینچنین بود و بنی اسرائیل را وارث آنها قرار دادیم ﴿٥٩﴾ پس به تعقیب آنان پرداختند و به هنگام طلوع آفتاب به آنها رسیدند. ﴿٦٠﴾ هنگامی که دو جمع یکدیگر را دیدند یاران موسی گفتند: «ما در چنگال فرعونیان گرفتار شدیم» ﴿٦١﴾ گفت: «چنین نیست یقیناً پروردگارم با من است، بزودی مرا هدایت خواهد کرد» ﴿٦٢﴾ و بدنبال آن به موسی وحی کردیم: «عصایت را به دریا بزن» و دریا از هم شکافته شد، و هر بخشی همچون کوه عظیمی بود ﴿٦٣﴾ و در آنجا دیگران را نیز نزدیک ساختیم ﴿٦٤﴾ و موسی و تمام کسانی را که با او بودند نجات دادیم ﴿٦٥﴾ سپس دیگران را غرق کردیم ﴿٦٦﴾
مطلب به درازا کشیده شد. تنها در این آیاتی که خواندید اشاره ایی به ماجرای خروج بنی اسراییل شده است. امیدوارم به این آیات به قدر کافی دقت کرده باشید. مطالبی را که مهم اند و با رنگ قرمز مشخص شده در اینجا کنار هم می گذارم تا آنچه را که گمان می کنم ماجرای واقعی خروج بنی اسراییل است مطرح کنم:
/«پرستندگانم(بندگانم) را شبانه با خود ببر همانا تعقیب میشوید»/ «برای آنها راهی در دریا بگشا؛ نه از تعقیب بترس، و نه از هیچ چیز دیگری»/ «همانا آنها گروه اندکی هستند»/ «پس فرعونیان را از باغ ها و چشمه ها و گنج ها و قصر ها خارج کردیم، و بنی اسراییل را وارث آنها قرار دایم»/ « فرعونیان به تعقیب برخواسته و هنگام طلوع به آنان می رسند»/ « یاران موسی گفتند: در چنگال فرعونیان گرفتار شدیم»/ « موسی و تمام کسانی را که با او بودند نجات دادیم و دیگران را غرق کردیم»/ « بعد از آن به بنی اسرائیل گفتیم: در این سرزمین ساکن شوید امّا هنگامی که وعده دوم (دیگر) فرا رسد، همه شما را دسته جمعی میآوریم»/
با توجه به این آیات به این نتیجه رسیده ام که موسی با گروه اندکی از مومنین به قصد تعقیب شدن و کشیدن فرعون و تمام لشگریانش به دنبال خود شبانه به حرکت افتاده اند نه تمامی قوم بنی اسراییل و خروج کل قوم بعد ها اتفاق می افتد. بعد از شکافته شدن دریا و غرق شدن فرعون، حضرت موسی و یارانش به مصر بازگشته و بنی اسراییل وارث قصر و گنج های فرعون می شوند تا اینکه وعده ی دوم فرا رسیده و همه گی بنی اسراییل (بدون هراس و شتاب زده) از مصر خارج می شوند.
بدین شکل اگر ماجرا را تصور کنیم حکمت آن وصله ایی هم که نوشته بودم به تورات اضافه کرده اند معلوم می شود. یعنی آن طلا و جواهری که بعدها صرف ساختن گوساله ی زرین هم می شود بوسیله ی مصریان و به دست خودشان به بنی اسراییل آن طور که تورات می گوید داده نمی شود بلکه ملکی است که بعد از سرنگونی فرعون برای آنها برجای می ماند. چون اگر به گفته ی تورات تکیه کنیم خروج بنی اسراییلیانی که ایمان چندانی ندارند بعد از آن بذل و بخشش مصریان و محترم شدنشان و خوردن بره ی بریان آن هم شبانه و یک باره بسیار غیر قابل تصور خواهد بود. حال ممکن است کسی بپرسد که چرا خاخام ها چنین قسمتی از تورات را دستکاری کرده و هدفشان از این کار چه بوده. جواب معقولی که می توان داد این است که آنها به منظور مظلوم نمایی و برنوشتن تاریخی از جور و ستم برای خود قسمت هایی را که مربوط به نعمت و لطفی است که خداوند شامل حال آنها کرده حذف کرده اند و دیگر ردی از آنچه مثلا در سوره ی بقره آیه 40 و خطاب به بنی اسراییل داریم که: « یا بنی اسراییل اذکروا نعمتی التی انعمت علیکم و اوفوا بعهدی اوف بعهدکم و ایای فارهبون » در تورات نمی بینیم. و مثلا هیچ کجا (حتی اگر فرض خروج یکباره را در نظر بگیریم) ذکری از بازگشت به مصر و به ارث رسیدن قصر و تاج و تخت فرعون نمی خوانیم. در هر حال چه خروج قوم بنی اسراییل را آنطور که با دلایلی گفته شد بعد از غرق شدن فرعون و مدتی سکونت در مصر در نظر بگیریم چه در همان شب و یکباره، چیزی که مهم است این است که بنی اسراییلی که در مصر آنچنان به ضعف کشیده شده و ستم دیده بودند به باغ و قصر فرعون قدم گذاشته و صاحب گنج و ثروت و مهمتر از آنها اسناد و مدارک مصر می شوند که به وقت آن به اهمیت این مسئله اشاره خواهم کرد.